- گراش انقلابی | Gerash Enghelabi - http://gerashenghelabi.ir -

قسمت ششم : انقلاب در گراش به روایت دکتر امیر حمزه مهرابی

 

«دکتر امیرحمزه مهرابی» چهره نام آشنا و فعال فرهنگی کشوری و اهل گراش، یکی از پیشگامان و مردان مبارز قبل از انقلاب در گراش است با خاطراتی زیبا و تلخ و شیرین از این پیروزی بزرگ تاریخ مردمان دلیر ایران. روایتی که اگر چه از هر زبان که بشنوی نامکرر است، اما قلم و بیان شیوا و روان  این استاد گرانمایه ،حلاوت دیگری دارد. پس با هم و بی‏ هیچ مقدمه‏ ای به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی و دهه مبارک فجر، حرف های دلنشین او را مرور کنیم.

قسمت های پیشین را از اینجا بخوانید ( کلیک کنید) [1]

 

۱۶ – اشغال شهرداری گراش

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار دولت موقت بازرگان، مسئولین کشور به تدریج عوض شدند . در گراش با نفوذ برخی از روحانیون لار ، فردی به نام معتضدی از خوانین منطقه به عنوان شهردار معرفی گردید .این اقدام موجب دلخوری و اعتراض شدید انقلابیون واقع شد ولی کسی به حرفشان گوش نمی داد .

در همین ایام امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود، به روند کُند دولت در پاکسازی ادارات و حذف آثار طاغوتی از ادارات دولتی و برکناری افراد وابسته به رژیم گذشته و سرکار آوردن افراد غیر انقلابی یا ضد انقلاب ، اعتراض نمودند . انقلابیون گراش با استناد به این فرمایش امام ،جلسه ای در یکی از دبستان های برق روز تشکیل دادند . در این جلسه تقریبا همه طیف های حاضر در فعالیت های انقلابی بودند .تا آنجا یادم هست این افراد در جلسه حضور داشتند:

آقایان : رضا ایزدی ، احمد و محمود نوروزی ، عباس آشفته ،عبدل پرچمی , سید جواد معصومی ، قاسم وقارفرد ،محمود و محمد حسن رادمرد ، نواز شکوه ، محمد مهرابی ، دکتر شیبانی ،کریم سعادت ، طالب خلیلی ، اسماعیل اسماعیل نژاد ، محمد فقیر، محمد اسماعیلی ، غلامرضا شاکری ، ابوالحسن حسنی ، شهید ناصر سعادت ، محمد حسن حسن زاده ، محمود شمسی ، محمد علی چتر آذر ، محمد برازنده ، مطلب وخشوری و رضا کارکن و بنده (که ما دو نفراز سایرین کم سن و سالتر بودیم )، در این جلسه مقرر شد در یک اقدام انقلابی، ادارات دولتی اشغال و افراد انقلابی به کار گماشته شوند و شهرداری به عنوان اولین گام انتخاب گردید.

تصمیم براین شد که هفت نفر به نمایندگی از طرف اعضاء با مراجعه به شهرداری ، شهردار و کارکنان را با احترام به بیرون هدایت کنند و اطاق ها و اسناد و مدارک پلمپ نمایند تا سر فرصت اقدامات لازم صورت گیرد . این تصمیم به آرامی و طبق برنامه در حال اجرا بود که دو نفر که گویا از قبل با یکی از کارمندان شهرداری هماهنگ کرده بودند ، اسناد و مدارک خاصی را سریعا برداشته و داخل خیابان ریختند و افراد دیگری نیز طبق برنامه قبلی فورا آنها را به آتش کشیدند.( اسامی این افراد در در دفتر خاطراتم ثبت است ولی انتشار اسامی آن ها در این شرایط به صلاح نیست)

 

۱۷-تشکیل اولین شورای انقلابی شهر

پس از اشغال شهرداری برای اداره امور شهر،انتخابات محدودی در شهر برگزار شد که از بین ۲۰ نفر داوطلب ۵ نفر برگزیده شدند . این افراد به ترتیب عبارت بودند از :

حاج ابوالحسن حسنی ( تاجر و معتمد محلی) ، حاج غلامرضا شاکری ( تاجر و خلیج رو) ، اینجانب (دانش آموز) ، قاسم وقارفرد(داشجو) ، احمد نوروزی( معلم ) و شهید سید ناصر سعادت ( معلم – عضوعلی البدل.) .

پس از چند ماه فعالیت شورا ، با درخواست استاندار فارس مبنی بر معرفی یک نفر به عنوان شهردار، جناب آقای غلامرضا شاکری به عنوان اولین شهردار گراشی بعد از انقلاب معرفی و شروع به کار کرد.

۱۸- انتشار نشریه

بنا به علاقه و رغبت ذاتی ام ، فعالیت های قبل و بعد از انقلاب من ، بیشتر حول محور مسائل فرهنگی و آموزش بود. از این رو با پیروزی انقلاب اسلامی و در آن شرایط بگیر و ببند، به فکر راه اندازی یک نشریه محلی به نام «فجر» افتادیم. همکاران دیگر این نشریه عبارت بودند از: حجه الاسلام سید دکتر زاهدی، حجه الاسلام سید جواد معصومی، شهید سید ناصر سعادت، شهید محسن بهمنی، اخوی ام دکتر ابراهیم . در این نشریه مسائل سیاسی – اعتقادی و مشکلات شهر درج می شد و نگاهی انتقادی به عملکرد مسئولین شهر داشت.بطوری که چندین بار از سوی آقای نجفی( شهردار وقت پس از انقلاب ) احضار و تهدید به شکایت شدیم .

 ۱۹- تشکیل سپاه پاسداران و بسیج در گراش

برای سازماندهی و تمرکز فعالیت های گروه های متفرقه ایکه تحت عنوان کمیته های اتقلاب و بطور خود جوش در شهر فعال بودند، روزی حجت الاسلام سید حبیب موسوی( فرمانده وقت سپاه لار) از طریق آقای یکه ، مرابه سپاه لار دعوت کرد و از تصمیمش برای راه اندازه شعبه سپاه در گراش با تمرکز بر فعالیت های فرهنگی تحت عنوان روابط عمومی سپاه ، با من صحبت کرد. هرچند در آن زمان هنوز محصل دوره دبیرستان بودم ،ولی آن را پذیرفتم و بلافاصله به اتفاق برادر کارکن بدون هیچ امکاناتی کار را شروع کردیم . طبقه دوم ساختمان نیکخو نزدیک پاساژ صادق فعلی بطور مجانی در اختیار ما گذاشته شد و امکاناتی مثل میز و صندلی و…با کمک مردم خریداری کردیم و یک جیب شهباز از طرف شهرداری به ما واگذار شد. حدود یکسال فعالیت ما در این مکان ادامه داشت تا اینکه با صدور دستور امام مبنی بر تشکیل بسیج در پنجم آذر سال ۵۸ ، به دعوت مرحوم حاج ابراهیم فقیر ( فقیهی) به حسینه حضرت ابوالفضل (س) – که در آن زمان نیمه کاره بود-  منتقل شدیم .

 

۲۰- تشکیل نهاد های انقلابی و سازمان های دولتی:

به موازات استقرار حاکمیت انقلاب و گسترش دامنه خدمات رسانی ،در گراش نیز برای کمک به محرومین و انجام خدمات فرهنگی و حفاظت از دست آوردهای انقلاب ، نهاد های مردمی و انقلابی تاسیس شد . برخی از نهاد های تاسیس شده بعد از انقلاب اسلامی عبارتند از:

پسندیدم(۸)نمی پسندم(۰)