ویدیو ۲۶ آذر ۱۳۹۷
روایتی از نجات جان مصدوم تا تهدید به قتل
به گزارش گراش انقلابی به نقل از دلخوش مدیر مسئول گراش انقلابی که خود نیز در اورژانس ۱۱۵ خدمت می کند :
روایتی از خدمت،
دلخوش در عرصه های مختلف مشغول خدمت رسانی به مردم است که یکی از آنها اورژانس است . از روزی پر کار و پر ماجرای اورژانس ۱۱۵ گراش می گوید.
دلخوش :یکشنبه ۲۵ آذر صبح یک مانور آمادگی در برابر زلزله برای طلبه های حوزه علمیه باقرالعوم (ع) داشتیم که با آموزش کوتاهی بعد از مانور به پایان رساندیم.
ظهر بعد از نماز در پایگاه برای صرف ناهار آماده می شدیم که بیسیم پیج کرد و اعلام کرد آقای ۶۳ ساله با علائم قلبی نیاز به آموبولانس دارد ، سریعا اعزام شدیم و پس از معاینه و انجام اقدامات اولیه بیمار را به بیمارستان گراش منتقل کردیم.
هنوز ماموریت تمام نشده بود و برانکارد را به آمبولانس منتقل نکرده بودیم که از مرکز پیام با تلفن همراه من تماس گرفت و اعلام ماموریت دیگری کرد ، بلافاصله به محل رفتیم که کوچه روبروی بانک پارسیان به سمت کلات بود ، در کوچه باریک و ناهموار آمبولانس ما بدلیل سنگینی و بزرگی با بوکسوات و زحمت توسط همکارم آقای ایزدی به محل رسید ، من فورا پیاده شدم و بر بالین بیمار رسیدم و همکارم پس از پارک آمبولانس آمد.
پس از معاینه کامل بیمار هیچ گونه مورد اورژانسی مبنی بر نیاز اعزام بیمار با آمبولانس وجود نداشت. به همراهان بیمار توضیحات دادیم و عرض کردیم که بیمار شما نیازی به اعزام با آمبولانس ندارد؛ در حال صحبت کردن بودیم که تلفن همراه من به صدا در آمد ؛ پس از پاسخگویی متوجه شدم که از مرکز پیام است و اعلام تصادف شدید و یک مصدوم بد حال روبروی گراش سنترکرد. فورا صحبت را تمام کردم و از منزل خارج شدم، به همکارم گفتم اگر با آمبولانس برویم ممکن است کمی زمان بر باشد بدلیل اینکه مصدوم بد حال است من با دو به محل می روم.
از آنجا کیف کمک های اولیه که وزنی حدود ۲۰کیلو دارد را برداشتم و شروع به دویدن کردم. حدود یک دقیقه و نیم طول کشید که نفش نفس زنان بر بالین بیمار رسیدم.
بیمار هیچ علام حیاتی نداشت ؛ خونریزی شدیدی داشت ، هنوز آمبولانس نرسیده بود؛ فورا کنترل خون ریزی و باز کردن راه هوایی را انجام دادم ناگهان احساس کردم بالای سرم یک آقایی سر و صدا می کند و در کار ما دخالت می کند و عملیات احیا را کند می کند.
من هم صدا زدم ساکت باش اجازه بده کارم را انجام بدم مریض بد حال است بجای این حرف ها راه را باز کنید که آمبولانس برسه و همکارم بیاد و کمک کند . در این حال ایشان من را به قتل تهدید می کرد و به اطرافیان گفته بود که من او می کشم !!!……… چرا به من گفته ساکت باش!!!…..
خب پس از حدود ۲ دقیقه بعد از من آمبولانس رسید و بیمار را با ملاحظات مربوط به بیماران ترومایی منتقل کردیم داخل آمبولانس ، سریعا عملیات احیای پیشرفته را آغاز کردیم و به همکارم گفتم سریع با آژیر ممتد حرکت کن . در حین مسیر بودیم که علامت های موفقیت عملیات احیا را دیدم و پس از ادامه عملیات در بیمارستان خدا را شکر مریض احیا شد و cpr موفق بود.
پس از تحویل بیمار به بیمارستان متوجه شدم لباسم غرق خون شده است ، همچنین اکسیژن آمبولانس بدلیل رها شدن پس از خروج فوری مصدم از آمبولانس تخلیه و تمام شده بود. با همکارم به تاسیسات رفتم که کپسول را شارژ کنیم ، به همکارم گفتم شما زحمت کپسول بکش من هم میروم رختشور خانه و لباسم را بشویم .
لباسم را در آورده بودم و از طرفی هم فقط یک کپسول آماده شده بود که مجدد اعلام تصادف دیگری شد، فورا سوار آمبولانس شدیم چون لباس کامل نداشتم کاپشن اورژانس را پوشیدم و مجدد به محل اعزام شدیم وپس از اقدامات اولیه مصدوم را به مرکز درمانی منتقل کردیم .
اذان مغرب گذشته بود که ما به پایگاه برگشتیم . نماز مغرب و عشاء را خواندیم و با اجازتون صبحانه و ناهار و شام را یکجا با هم صرف کردیم.
من افتخار می کنم که خدمت گذار مردم هستم هر چند بعضی مواقع با بی لطفی های بعضی ها مواجه می شویم. قبلا هم کتک خورده بودیم و با سنگ و آجر به استقبال مان آمده اند برخی افراد……..
ولی شیرینی نجات مصدومین و بیماران خستگی را از تن ما خارج می کند .
آرزو می کنم که ان شاالله همیشه همه سالم باشند و هیچ کسی نیاز به اورژانس نداشته باشد .
(۲۵)نمی پسندم
(۶)نظرات در انتظار تایید: 0
کل نظرات :11
محمد
تاریخ :
+ 6 - 0مشخصه روز نفس گیری بوده برا اورژانس .
خسته نباشید میگم به شما و تمام نیروهای اورژانس کشور که خدمات رسانی میکنن در بدترین شرایط هر حادثه . چون اورژانس در بدترین شرایط میاد تا مردم بفهمن در همون حالت و جو مریض رو منتقل میکنن و صحنه ترک میکنن و ارگان های دیگه بعد از وظیفه ای که بر عهده دارن وقت برا تبلیغات و تهیه عکس و فیلم دارن.
بازم بهتون خسته نباشید میگم اقای دلخوش انشاالله همیشه انقلابی خدمتگذار مردم باشید.
ناصر دلخوش
تاریخ :
+ 33 - 1با سلام خدمت همه عزیزان
ممنونم از لطف همه عزیزان من کاری بجز وظیفه انجام ندادم
خدا کنه بتونیم وظیفه مون رو درست بشناسیم و به موقع به نحو احسن انجامش بدیم
ان شاالله که همیشه همه سالم باشن
الهم الرزقنا الشهاده
التماس دعا
بسیجی
تاریخ :
+ 20 - 1افرین بر برادر بسیجی دکتر ناصر دلخوش
مسئولین باید از روحیه جهادی برادر بسیجی دکتر دلخوش یاد بگیرن.
به این میگن خدمت به مردم ، نه بعضی ها که ......
احسنت دکتر بهت افتخار می کنیم
انشاالله موفق باشی
مرتضی
تاریخ :
+ 14 - 0افرین بر استاد دلخوش
من ایشون رو میشناسم سر کلاس ش بودم
کارش عالیه . حیف که قدرش نمی دونن
زهرا
تاریخ :
+ 6 - 0افرین بر اقای دلخوش
حالا مریضه چش شد؟
محمود
تاریخ :
+ 5 - 0عجب ادمای خری پیدا میشن
خب اگه می خاست بی خال باشه مث خیلی از مسولین با ماشین میومد چه زود برسه چه دیر برسه بهانه داشت که ماشین گیر بوده.
معلومه که بد بخت جون جون مردم واسش مهمه که زدتر از امبولانس با پیاده اومده
بفهم . ای نفهم
حالا ای کی بوده
باید پیداش کنن و به مردم معر فیش کنن
محمد
تاریخ :
+ 12 - 0افرین بر ناصر خان
من خودم دیدم که با دو کیف اورژانس داشت و می امد
ای ادم بی تربیت ایا اینه جواب تشکر چنین نیروی زحمت کش و مخلص که واسه نجات ج.ن مریض اینجوری پیاذه و می اد
گراشی
تاریخ :
+ 12 - 0وای چه بی ادب کی بوده که بجای تشکر تهدید کرده باید باهاش برخورد بشه جنین ادم نفهمی
شهرستانی
تاریخ :
+ 10 - 0خیلی وقت ها اورژانسی ها مورد بی مهری قرار می گیرن
ولی در عوض اونها همیشه تلاش قابل تحسینی می کنن
آفرین بر دلخوش اجر شما با خدا
بیمار
تاریخ :
+ 16 - 0من بارها شاهد پرتلاشی و زحمت خالصانخ دکتر دلخوش عزیز بودم. خدا قوت بسیجی
فرهاد
تاریخ :
+ 10 - 0احسنت بر پرسنل زحمت کش اورژانس خصوصا دلخوش ایثارگر و پر تلاش